حاج قاسمی که من میشناسم

خرید بک لینک

سلام

دارم این کتاب رو میخونم

روایت یکی از رفقاش که چهل سال با او همراه بوده...

اصلا هرچی از زندگی این انسان میخونم

بیشتر ذلیل میشم

آخه مگه میشه یه آدم اینقدر مفید باشه.... که گویا وقت تلف شده نداشته!!

همیشه اول خودش میرفته خط مقدم بعدبه سربازاش فراخوان میداده

یه دفترچه تلفن داشته که شماره ۱۵۰ خانواده شهید رو داخلش ثبت کرده

در هر زمان ومکان عملیاتی که بوده

احوالپرسی پدرو مادر و فرزندان شهدا رو فراموش نمیکرده

هنگام مسافرت اکثرا داخل ماشین یا هواپیما کتاب میخونده

یه بار از سوریه زنگ زده به پایگاه تهران

گفته برای آهوهای نزدیک پایگاه علوفه بریزید!!!!

خدایا تو این بنده های خاص رو که به مانشون میدی ،خیلی حس خسران برامون ایجاد میشه

ان الانسان لفی خسر ....خودِ منم !!

پی نوشت :

اگر به هردلیل با مطالب این پست مخالف هستید

لطفا احترام خودتونو نگه دارید

نطرتون برای خودتون محترمه

نه برای من که قهرمان زندگیم حاج قاسمِ...

نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند ۱۴۰۱ساعت 15:41 توسط شاپرك|

عظم البلا...

ما را در سایت عظم البلا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: چهارشنبه 10 اسفند 1401 ساعت: 15:44

صفحه بندی