سلام
صبح با دخترها از یک قصه صحبت میکردم
در افسانه ها گفتند :سپاهی به سرزمین ظلمات(سرزمین تاریک) رسید
فرماندهان به سربازان گفتند : از سنگهای زیر پایتان هرچقدر دوست دارید جمع کنید
گروهی خورجین های اسب را پر کردند
گروهی جیبهایشان را
وعده ای یکی برداشتند
وگروهی گفتند: سنگ میخواهیم به چه کار؟!!
وقتی از ظلمات گذشتند و به روشنایی رسیدند ؛ دیدند
این سنگها الماس بوده
وفریاد واحسرتای همه بلند شد...
حالا ماییم و این ماه رجب با الماسهایی که در دسترس ماست اگر طلب کنیم وبرداریم برای توشه ی راه
عظم البلا...
ما را در سایت عظم البلا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 80